نگرانی ,نداره ,پایانی ,نترس ,نمیدونم ,میترسم ,پایانی نداره ,نداره وقتی ,وقتی نمیدونم

نگرانی من پایانی نداره وقتی نمیدونم تو کجایی

نگرانی من پایانی نداره وقتی نمیدونم حالت چه طوره

نگرانی من پایانی نداره وقتی نمیدونم تا کی اونجایی

نگرانی من پایانی نداره وقتی فکر میکنم ممکنه توی بد مخمصه ای افتاده باشی

نگرانی من پایانی نداره وقتی شماره ها توی مشتم هستند و نمیتونم زنگ بزنم و بپرسم. که شاید نباید اینکارو بکنم

نگرانی من پایانی نداره وقتی نمیتونم ببینمت و دستاتو بگیرم و لااقل دلداریت بدم

دلداری؟ فایده ای هم داره؟ میدونی که خیلی نادر و عجیب بود این اتفاق؟ که ما نمیدونیم و واقعا نمیدونم چه کنیم برات؟ چه نکنیم؟ چه بگیم و چه نگیم؟ که زنگ بزنیم برای پرسیدن حالت یا نه؟

که بریم خونه ات ؟ که نمیدونم برای تسلی مادر و پدرت یریم یا نه؟

آخ که دلم ترکید از این همه غصه

که هر لحظه که یادت می افتم و به ندونسته هام و ندونسته هات فکر میکنم ، نفسم تنگ میشه ازین زندان بزرگ ترم. که تو جای کوچکتری هستی. باور میکنی؟ میترسم غذا نخوری. میترسم بترسی. میترسم اشک بریزی و نا امید بشی. میترسم رفیق. میترسم. تو نترس. تو را به خدا تو مثل خیلی وقت های دیگر نترس. تو را به خدا نترس. تو را به خدا نترس


منبع اصلی مطلب : خط و نشون
برچسب ها : نگرانی ,نداره ,پایانی ,نترس ,نمیدونم ,میترسم ,پایانی نداره ,نداره وقتی ,وقتی نمیدونم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : تو را به خدا نترس