یه نفر هست، که اومد یه کاری کرد که مثلا به ما لطف کنه. در صورتی که ما از این لطفش ،خوشحال نبودیم و همیشه هم ازش میخواستیم اینکارو نکنه. اولاش ،شاید همون یکی دوبار اول، همون لطف زورکیش رو درست انجام داد.اما الان من میدونم که وانمود میکنه و دروغ میگه. ما رو گذاشته لای یه انبر که خوبی ظاهریش یه دسته ی اون انبره و ناتوانی من برای گفتن و به روش آوردن دسته ی دیگه اش. و منم طبق معمول بیچاره و بدبخت نشستم لای انبر.

تا همین امروز شک داشتم. هی میگفتم نههههه اون خیلی بهتر ازین حرفاست(دروغ میگفتم.تلقین میکردم) اما‌امروز‌دیگ...


+ من زیاده روی کردم. اون آدم هنوزم خوبه. خوب بوده و هست. ما متفاوتیم و اون نمیخواد قبول کنه. مشکل اصلی اینجاست.


منبع اصلی مطلب : خط و نشون
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : چیکار کنم؟!